اندیشۀ وبر، اندیشه ای ساختمند و منظم است که در آن هر جزیی از اجزاء تشکیل دهندۀ نظام نظری با عناصر دیگر و به خصوص با مفاهیم محوری اندیشۀ وی ارتباطی تنگاتنگ دارند. به نظر می رسد ضروری است که هر گونه تلاشی برای پی بردن به جایگاه مفهومی مانند “انشقاق و تفکیک اجتماعی” در دستگاه نظری وبر، بتواند به کشف ارتباط این مفهوم با سایر مفاهیم محوری اندیشۀ وی - همچون “افسون زدایی” و “عقلانیت”- نائل شود.
در این نوشته سعی شده است تا با رویکرد وبر، مبنی بر تشخیص از بین رفتن "کلیت گرایی و یکدستی ارزشیِ جهان پیشامدرن" به عنوان نتیجۀ فرآیندهای عقلانی شدن، عرفی شدن و افسون زدایی از جهان آشنایی پیدا کرده و سپس ساز و کار ارتباط این انفکاک ارزشی با انشقاق اجتماعی رخ داده در جهان مدرن تا حدی بررسی شود.

